تبليغاتX
فوتبال برترجهان

 

 

فوتبال برترجهان



خداحافظي زيدان با قوهاي مادريد


«کهکشاني» آن لبخند هميشگي‌اش را بر لب نداشت. آخرين نفر از رختکن بيرون آمد و در حالي که چهره‌اش روي پارچه‌اي بزرگ در ميان تماشاگران جا به جا مي‌شد، در کنار يارانش قرار گرفت. آقاي فوتبال فرانسه اين فصل مثل هميشه نبود. پاهايش لرزان بودند، ديگر از آن شعبده بازي‌ها خبري نبود. قدرت بلامنازع پاهايش که مانند رقاص باله حريفانش را مسحور مي‌کرد، ديگر مثل سابق نبود. اين که او بايد زودتر خداحافظي مي‌کرد يا نه، مساله‌اي است که خيلي از کارشناسان فوتبال را به تفکر واداشته بود، اما او زيزو بود.مرد اسطوره‌اي فوتبال فرانسه که هر جا بايد بود، هر موقع تيم به کمک احتياج داشت، زيدان آنجا بود.شايد اگر سال‌ها پيش امه ژاکه، کانتونا و ژينولا را کنار نمي‌گذاشت، پسرک کم موي بوردو هيچ وقت فرصت درخششي پيدا نمي‌کرد، در جام جهاني رهبر فرانسه نمي‌شد و مقابل برزيل هم آن دو گل حساس به ثمر نمي‌رسيدند. از روز اول حضور در تيم ملي فرانسه تا صدمين بازي ملي‌اش مقابل مکزيک که قرار است آخرين بازي زيزو در استاددو فرانس باشد، تصور «آبي‌ها» بدون زيزو امکان پذير نبود.

تاريخ قطعاً صحنه‌هاي متعددي از او را به حافظه‌اش خواهد سپرد. گل‌هايش به تيم ملي برزيل، گل زيبايش مقابل بايرن لورکوزن در فينال جام باشگاه‌هاي اروپا، ضربه آزاد تماشايي اش مقابل انگليس در يورو 2004 و خاطرات متعددي که شايد از قلم افتاده باشند، بتوان به 66 ميليون دلاري که فلورنتينوپرس، رئيس وقت رئال در ادامه پروژه کهکشاني‌هايش به حساب باشگاه يوونتوس ريخت، اشاره کرد.

سفير صلح سازمان ملل آنقدر شخصيت بزرگي دارد که بعد از آويختن کفش‌هايش، به الجزاير، سرزمين مادري‌اش بازخواهد گشت تا ميان مردمي زندگي کند که هنوز پس از سال‌ها حضور زير لواي سنگين استعمار فرانسه، نتوانسته اند آن طور که بايد قد علم کنند. حضور زيزو در بنگاه‌هاي خيريه شاهد مثالي است براي شخصيت بازيکني که در زمين فوتبال چشم‌ها را به خود خيره مي‌کرد و حالا بدون تنش‌هاي فوتبالي‌اش، مي‌خواهد در عرصه تاريخ بشريت نامش را جاودانه کند. «تيم ياران زيدان» هر ساله به نفع محرومان جهان به عنوان سمبل يونيسف روي شانه‌ها و اقتدار زيزو بنيان نهاده شد.

بيخود نيست که هنگام تعويضش با رائول براوو در دقيقه 90 بازي شنبه شب مقابل ويا رئال، 80 هزار نفر يکصدا با فريادهاي «زيزو، زيزو» از جا بلند شدند؛ زيزو فقط يک ستاره نيست. اگر ستاره بود، مثل اريک کانتونا در فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني «نقش» بازي مي‌کرد. زيزو شخصيت اصلي فيلم «زيدان چهره قرن بيستم» است، اما جمله «اگر قرار بود نقش بازي کنم، هيچ وقت بازي در فيلم را قبول نمي‌کردم» حکايت از فروتني‌اش دارد. فوتبال ستاره‌اي بي‌همتا را در قرن بيست و يکم از دست داد؛ با او حداقل مي‌شد جنبه‌هاي زيباشناختي اين فوتبال ماشيني را هم ديد.

هنرمندي مثل او، ناجي فوتبال غرق شده در پول و پراگماتيسم به حساب مي‌آمد. زيزو مثل افنبرگ و امثال او، جنگجوي صِرف نبود. بازي‌هاي او در تيم ملي فرانسه، آدم را به ياد شخصيت راسل کرو در فيلم «گلادياتور» مي‌اندازد؛ گلادياتوري که حس جنگندگي را با فکرش همراه مي‌کرد و در نهايت، ماکسيموس يک نفره سزار را شکست داد. زيزو روي توپ مي‌رقصيد، اما تمرکز روي بازي، ويژگي منحصر به فرد اوست.

خداحافظ زيزو. فوتبال دنيا يک «رقصنده با توپ» را از دست خواهد داد.